اهوراجوناهوراجون، تا این لحظه: 8 سال و 1 ماه و 2 روز سن داره

ثمره عشق و زندگیم

تولد اهوراجون

خوشبختانه امسال تولدت ۲۴شهریور روز ۵شنبه بودبخاطر همین همه میتونستن حضور داشته باشن ۴شنبه ۲۳شهریور بود که منو تودایی میثم وزنمو مژده واس خرید لباس تولد وسفارش کیک وکارای دیگ به بازار رفتیم یه ست لباس اسپرت و یه ست لباس مجلسی پرو کردی اما تو مجلسی رو انتخاب کردی یه جلیقه وشلوار سرمه ای که خیلی هم بهت میومد و توهم گیر داده بودی که لباس دامادی میخام به تصمیمت احترام گذاشتم و همونو برات خریدم چون بهت قول دادم که اجازه بدم خودت انتخاب کنی البته سلیقت هم خوب بود خوشتیپ مامان🤩 بعد خرید منو دایی میثم هم رفتیم خرید کردیم بعد به چنتا اسباب بازی فروشی سرزدیم تا عروسک پوکویو برات بخرم اما هرچی گشتم پیدا نکردم منم دیگ بیخیال خریدش شدم ودیگ شب شده بود ...
4 مرداد 1403

تولدزنمومژده

۲۶مردادهم تولد زنموی مهربونه بازم مثل همیشه بابایی سرویس بود قرار بود منو تو داداشی (البته دایی میثم هم دعوت بود) بریم خونه مامان زنمو مژده تا تولدش رو اونجا جشن بگیریم ددی و مادرجون هم بودن و داداش زنمو و یکی از دوستای عمو جلال ودایی زنمو مژده.. توویاشار مشغول بازی شدین(یاشار برادرزاده زنمو) خیلی شیطونی کردین اون شب خیلی اذیت کردی وقت شام شده بود کنارم نشستی وکمی شام خوردی البته مثل همیشه فقط نوشیدنی میخوردی و زیاد غذا نمیخوردی بعد شام وقت کیک تولد بودتو تابستون انقد تولد داریم که همش در حال کیک خوردنیم🤣 عموجلال وزنمو بعدکلی عکس گرفتن های دونفره بالاخره تصمیم گرفتن شمعو فوت کنن وکیکو ببرن ماهم بعد خوردن کیک و دادن هدیه ها به خونه ب...
4 مرداد 1403